پرنده مرد !



پیش از آنکه من پرواز را به خاطر سپرده باشم



دلم گیر زمستانیست سخت



که نه گل آرزویی در آن جوانه می زند



و نه وعده رسیدن بهاری گرمش می کند



خاطراتم تب کرده اند



و به دنبال کسی می گردند که در وداع آخر او را به خدا بسپارند



روشنی به جستجوی روزنه ایست که بتابد



اما شب خود را در من تکرار می کند



کجایی فروغ ؟



پری کوچک غمگین به خواب رفت



پیش از آنکه آخرین نغمه دلش را نواخته باشد ...!!!



آورده اند که :

بزرگترین تراژدی انسان آن است که وقتی هنوز زنده است ، چیزی در درونش بمیرد ( آلبرت شوایتزر )