آه .... بر زهر " ترا دوست ندارم" لعنت
به همین حس تو و حال خمارم لعنت
رفتی و بعد تو آسوده نگردید دلم
به غم و غصه ی بی حد و شمارم لعنت
آفرین ها به حضور تو کنارم اما
به هر آن ثانیه که بی تو برآرم لعنت
خوش به حال تو و هر کس که تو هستی یارش
به من بی تو که بی برگ و بهارم لعنت
ماه می تابد و در من غزلی می روید
به شب و وسوسه شعر که دارم لعنت
مریم اکبری
*نمی تونم برای شعرام اسم انتخاب کنم!
آدرس اینستا @maryakbari
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۵ ساعت 13:6 توسط مریم اکبری
|
تا غمزه ی غمی