یک عمر در حسرت بمانی درد دارد

 

از هر طرف آنرا بخوانی درد دارد 

 

 

شاید اگر عاشق شوی روزی ، بفهمی

 

از یار ، این حد سرگرانی درد دارد

 

 

 

این قحطی خنده که در جان پا گرفته

 

 شب گریه های جاودانی درد دارد

 

 

 

هر شب کنار غصه ها باشی و حتی

 

یک شب ، کنار او نمانی درد دارد

 

 

یک روز ، ناغافل ببینی بهترینت

 

با دشمنت کرده تبانی درد دارد

 

 

او که برای تو دلش از سنگ خاراست

 

عاشق شده ...!   این را بدانی درد دارد

 

 

با این همه عشق و جنون یک شب ببینی

 

چیزی نمانده از جوانی درد دارد

 

 

ساده نگیر این دردها درد کمی نیست

 

در سینه این عشق نهانی درد دارد

 

 

"مریم اکبری"